Inception: واقعیت در رؤیا (( سایت ))


کج شدن اتاق‌ها، انفجارهای غیر‌طبیعی بدون دود و آتش، مبارزه در راهروی چرخان و شناور شدن شخصیت‌ها بین زمین و آسمان از جمله صحنه‌هایی است که در فیلم Inception با آن‌ها مواجه‌هستیم؛ صحنه‌هایی که بر‌خلاف تصور بسیاری از افراد در ساخت آن‌ها کمترین استفاده از جلوه‌های بصری کامپیوتری به عمل آمده است. فیلم جدید کریستوفر نولان از چند جهت حائز اهمیت است؛ این کارگردان بر‌خلاف بیشتر همکاران خود که در ساخت چنین فیلم‌هایی به جلوه‌های بصری کامپیوتری تکیه می‌کنند، به‌طور گسترده‌ای از جلوه‌های ویژه فیزیکی و میدانی استفاده کرده است. او حتی برای صحنه‌هایی که به جلوه‌های بصری نیاز دارد، در یک اقدام به نسبت غیرمعمول تنها از یک شرکت جلوه‌های بصری استفاده‌کرده؛ حال آن‌که اغلب فیلم‌های امروزی آن‌هم با فضاسازی‌هایی نظیر Inception از چندین گروه جلوه‌های بصری استفاده می‌کنند. هر چند Inception فیلمی است که درباره جلوه‌های به‌کار رفته در آن می‌توان به‌طور مفصل صحبت کرد، اما در این جا و به بهانه اکران این فیلم، فرصتی پیش آمده تا بر‌خلاف مطالب گذشته، کاربرد جلوه‌های بصری کامپیوتری در یک فیلم را از زاویه‌ای دیگر مورد توجه قرار دهیم؛ این‌که آیا همیشه به جلوه‌های بصری کامپیوتری نیاز‌داریم‌؟ فیلمی نظیر Inception با این حجم از تصاویر حیرت‌انگیز و غیر‌ممکن یکی از بهترین نمونه‌ها برای پرداختن به این مورد است. در این مطلب بیشتر نظریه‌های کارگردان و عوامل فیلم در این حوزه را بررسی کرده و کار بررسی جلوه‌های خیره‌کننده و فضاسازی‌های حیرت‌انگیز فیلم را به زمان دیگری موکول خواهیم کرد.

فضاهایی که در Inception با آن‌ها مواجه هستیم تا حد زیادی وهم‌آلود است. اما این توهم و حالت رؤیا‌گونه (‌یا کابوس‌وار !‌) سبب نشده که تعداد شات‌های جلوه‌های بصری کامپیوتری از جلوه‌های ویژه واقعی پیشی بگیرند. در این فیلم ترکیب بسیار جالبی از جلوه‌های ویژه فیزیکی و  جلوه‌های بصری کامپیوتری دیده‌می‌شود. کریستوفر نولان که پیش از این فیلم‌هایی نظیر بی‌خوابی و دو فیلم بتمنی (Batman Begins و The Dark Knight ) را از او دیده‌ایم، در Inception بار دیگر نشان می‌دهد ساخت چنین فیلم‌هایی چقدر پیچیده است و وفاداری به واقعیت حتی در یک فیلم تخیلی چقدر جواب می‌دهد. اغلب آنچه در Inception، فیلم جدید کریستوفر نولان می‌بینیم، در ذهن و رؤیا رخ می‌دهد. داستانی که در آن « رؤیایی در رؤیا اتفاق می‌افتد‌». اکنون که بیشتر صحنه‌های فیلم‌های بزرگ و کوچک حتی آن‌هایی که داستانی واقعی را روایت می‌کنند مملو از جلوه‌های بصری کامپیوتری شده است، طبیعی است انتظار داشته باشیم در فیلمی نظیر Inception که بخش اعظم آن در دنیای خواب و رؤیا اتفاق می‌افتند نیز از چنین روش‌هایی استفاده‌شده‌باشد. اما وقتی کریستوفر نولان، کارگردان فیلم را بشناسیم موضوع جالب می‌شود چون این شخص تا حد امکان سعی‌می‌کند از جلوه‌های کامپیوتری فاصله بگیرد و آنچه را در ذهن دارد به‌طور فیزیکی و واقعی ایجاد کند. در Inception هم او چنین مسیری را دنبال کرده است و صحنه‌های تأثیرگذاری نظیر مبارزه در راهروی چرخان را با تجهیزات فیزیکی و سر‌صحنه برداشت کرده است(شکل زیر). از جمله پیچیده‌ترین و در عین حال به‌یاد ماندنی‌ترین صحنه‌های فیلم جایی است که در آن به‌نظر می‌رسد بازیگران با جاذبه زمین مبارزه می‌کنند صحنه‌هایی که به «‌جاذبه صفر» معروف هستند و یادآور صحنه‌های مبارزه در فیلم ماتریکس هستند؛ اما با این تفاوت که در این صحنه‌ها از جلوه‌های کامپیوتری اندکی استفاده شده است.

راهروی چرخان یکی از جلوه‌هایی که به‌طور فیزیکی ساخته شد.

 

گروه Inception و جلوه‌های بصری
نولان می‌گوید: «این موضوع همیشه برای من اهمیت دارد که تا حد امکان جلوه‌ها در جلوی دوربین انجام شود. هر چند استفاده از گرافیک کامپیوتری در صورت نیاز بسیار مفید است و در ساخت یا بهبود آنچه به‌طور فیزیکی به‌دست آورده‌اید، کمک می‌کند. با توجه به این‌که داستان در این فیلم با سطوح رؤیای متفاوتی سروکار دارد، بسیار تعیین کننده است که در هر سطح، احساسی واقعی ایجاد شود؛ زیرا وقتی ما در یک رؤیا هستیم، آن‌را به‌عنوان واقعیت قبول کرده‌ایم. بنابراین، چه در حال ساخت فیلم زیر آب باشیم یا به شبیه‌سازی جاذبه صفر بپردازیم همیشه می‌خواهیم تا حد امکان موارد به‌طور واقعی فیلم‌برداری شود.» این موضوع مهمی است، زیرا بسیاری از کارگردانان و فیلم‌سازان استفاده از جلوه‌های بصری کامپیوتری را یک امر تجملی می‌دانند و بر‌این اساس یا از آن استفاده نمی‌کنند یا اگر استفاده کنند در حد بسیار نازلی آن‌را اجرا می‌کنند، زیرا کاربری آن‌را به‌خوبی درک نکرده‌اند. اما افرادی نظیر نولان و گروهش ثابت می‌کنند یک فیلم خوب صرفاً فیلمی نیست که بر‌پایه جلوه‌های بصری کامپیوتری بنیان گذاشته شده باشد.


کریس کوربولد سرپرست جلوه‌های ویژه این فیلم که سابقه همکاری با نولان را در فیلم‌های بتمن دارد، درباره روش‌های کامپیوتری چنین می‌گوید: «همیشه راهی برای انجام کارها با استفاده از تصویرسازی کامپیوتری وجود دارد؛ اما فکر نمی‌کنم تأثیر آن مشابه (‌تأثیر جلوه‌های ویژه‌) باشد.» او به تأثیری که با استفاده از جلوه‌های ویژه ایجاد می‌شود اشاره می‌کند. به عنوان مثال، تأثیری که در سکانس‌های هتل با آن مواجه هستیم.


 کوربولد مقایسه‌ای بین جلوه‌های واقعی و کامپیوتری ارائه می‌دهد: «جلوه‌های ویژه واقعی، چیزی را ارائه می‌دهد که گرافیک کامپیوتری قادر به ارائه آن نیست. وقتی انفجاری در پشت سر یک بازیگر اتفاق می‌افتد، نسبت به زمانی که او جلوی یک پرده سبز ایستاده است و کسی فریاد می‌زند «‌انفجار» واکنش بسیار متفاوتی از بازیگر دریافت می‌کنید.»


آنچه کارگردان از گروه‌های مختلف در این فیلم انتظار دارد بسیار پیچیده است و در ساخت فیلمی به این پیچیدگی لازم است هماهنگی خوبی بین گروه‌ها به خصوص گروه‌های جلوه‌های بصری کامپیوتری و جلوه‌های ویژه فیزیکی برقرار شود. نولان در زمینه نحوه همکاری گروهش اضافه می‌کند: «دیدن واکنش گروه، وقتی با شنیدن آنچه در سر دارم کمی وحشت زده می‌شوند، برایم جالب است، اما دیدن این‌که چطور گروه‌های مختلف این خواسته‌ها را به اجزایی تقسیم می‌کنند و با روش‌هایی نوآورانه آن‌را به پیش می‌برند، در حقیقت حیرت انگیز است.»


بخش زیادی از فیلم‌برداری‌های اصلی فیلم در محل انجام شد.  کریس بریگهام بیان می‌کند: «این حیاتی است که حتی زمانی که شخصیت‌ها در یک منظره در رؤیا حضور دارند‌، این احساس ایجاد نشود که در یک دنیای ساخته شده با کامپیوتر قرار گرفته‌اند. فکر می‌کنم وقتی کار در محل و به‌طور واقعی صورت می‌گیرد باورپذیری بیشتری را ایجاد می‌کند و به داستان‌گویی کمک می‌شود.»

جلوه‌های ویژه به‌جای جلوه‌های بصری
نولان همواره سعی داشته تا جای ممکن از جلوه‌های ویژه جلوی دوربین استفاده کند و صحنه پیچیده‌ای نظیر مبارزه در راهرو تأثیر این پافشاری را ثابت می‌کند. این جا بد نیست، بر‌خلاف گذشته که روی جلوه‌های بصری کامپیوتری متمرکز می‌شدیم، به‌طور بسیار خلاصه به جلوه‌های ویژه فیزیکی به کار رفته در این صحنه اشاره کنیم تا بتوانیم مقایسه‌ای بین این دو روش داشته باشیم.


ساخت صحنه راهرو در فیلم Inception یک چالش بزرگ بود. در حقیقت دو نمونه راهرو وجود داشت؛ یکی که می‌چرخید و دیگری که ثابت بود. راهروی چرخان از چوب و فولاد ساخته شده بود. بازیگران در چنین فضایی بازی می‌کردند، یک لحظه آن‌ها روی کف بودند، لحظه بعدی آن‌ها روی دیوار بودند و دوربین‌هایی قرار داشت که آن‌ها باید از آن دوری می‌کردند.


مبارزه دریک راهروی چرخان (120 فوت طول و 30 فوت عرض) بسیار دشوار است. برای چرخاندن این مجموعه از دو موتور الکتریکی پرقدرت استفاده شده بود که توسط یک کامپیوتر همگام می‌شدند. با فشار دکمه‌ای مجموعه حرکت می‌کرد و راهرو در هر دقیقه چندین دور می‌زد و هم در جهت ساعت‌گرد و هم پاد ساعت‌گرد می‌چرخید. دوربین‌ها طوری تنظیم شده بودند تا به‌طور دقیق با این حرکت همگام شوند. مبارزه در یک اتاق چرخان مشکلات خاص خود را دارد؛ حفظ آهنگ حرکت و تعادل مورد مهمی است که در این بخش باید رعایت شود. بازیگران دو هفته تمرین کردند تا آمادگی لازم را برای این سکانس کسب کنند.


برای صحنه‌های جاذبه صفر از چندین مجموعه استفاده شد، افقی‌، عمودی و معکوس. بازیگران از طریق کابل یا روش‌های دیگر در محیط قرار می‌گرفتند و صحنه فیلم‌برداری می‌شد. وقتی صحنه‌ها به‌طور طبیعی دیده می‌شد، به‌نظر می‌رسید که شخصیت‌ها در حال پروازند.کوربولد می‌گوید: «‌همه این ترکیبات استفاده شد، بنابراین درست موقعی که تماشاگر احساس می‌کند در حال فهمیدن روش کار است، به‌سرعت روش عوض می‌شود.» وی می‌گوید، تکمیل صحنه‌های مربوط به هتل به تنهایی یک ماه زمان برد.

رؤیای حقیقی
البته این گفته‌ها به این معنی نیست که جلوه‌های بصری در این فیلم نقشی بازی نکرده است؛ به‌عنوان مثال، صحنه‌هایی نظیر پیچاندن یک خیابان در‌خودش، بدون کمک گروه جلوه‌های بصری (‌با سرپرستی پل فرانکلین) به هیج وجه امکان‌پذیر نبود، اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد نگاه افرادی مثل نولان به مقوله جلوه‌های بصری کامپیوتری است. نگاهی که آثارشان را در حد بالایی از استاندارد قرار می‌دهد. چنین افرادی به جلوه‌های بصری در حکم یک ابزار می‌نگرند، نه یک مورد تجملی برای جذب مخاطب.


فیلم Inception میدانی برای در هم آمیختن هرچه بیشتر حوزه‌های مختلف تولید فیلم به‌منظور تصویرسازی فضاهای غیرعادی است؛ همکاری خوبی که بین گروه جلوه‌های بصری کامپیوتری، جلوه‌های ویژه و حتی طراحی لباس صورت گرفته است تا صحنه‌هایی نظیر شناور شدن در هوا تا حد امکان حقیقی به‌نظر برسند. حتی برای چرخاندن راهرو و اجرای این جلوه ویژه، از کامپیوتر به‌منظور هماهنگی در حرکت کمک گرفته شده است. در اینجا است که باید دوباره یادآوری کنیم که تمام این روش‌ها مکمل هم هستند و نمی‌توان گفت یکی بر دیگری برتری دارد؛ حتی اگر جلوه‌های ویژه هم کار خود را درست انجام دهند، یک اشتباه در حرکت لباس بازیگر سر صحنه سبب می‌شود تماشاگر پی ببرد که او با طناب آویزان شده است؛ اگر صحنه‌هایی که در این فیلم با استفاده از جلوه‌های ویژه کار شده‌اند، با روش‌هایی نظیر جلوه‌های بصری کامپیوتری ساخته می‌شدند قطعاً تأثیرگذاری کمتری داشتند و بر عکس، اگر صحنه‌هایی که با جلوه‌های کامپیوتری کار شده‌اند با جلوه‌های ویژه ساخته می‌شدند چنین تأثیری را بر‌جای نمی‌گذاشتند.


کریستوفر نولان ثابت کرده که می‌داند چه می‌خواهد و آگاه است که در تصویرسازی ذهنیاتش از چه ابزاری و در کجا استفاده کند. در انتها بد نیست به یک نکته اشاره کنیم: یکی از چالش‌های ویژه صحنه‌ای بود که در آن بازیگر پنج فرد به‌خواب رفته را می‌گیرد، ریسمانی به‌دور آن‌ها می‌بندد و آن‌ها را شناور می‌کند تا به‌سمت آسانسور برود(‌‌‌شکل زیر ). چنین صحنه‌ای چطور ساخته شده است‌؟ کوربولد می‌گوید: «‌کریس درباره این یکی قصد دارد رازدار باشد ! »‌

صحنه‌ای که چگونگی ساخت آن هنوز فاش نشده، این صحنه هم به‌طور فیزیکی ساخته شده است.

 

منابع:
- مجله وایرد 
- وال استریت ژرنال
- سایت کمپانی برادران وارنر

/ 0 نظر / 24 بازدید